EN

آخرین بارقه های امید به خرد اجتماعی ملی مردمی برای نجات از فروپاشی زیست بو‌م ایران زمین در عصر ناکارآمدی و فساد توامان دولت و حکومت، راه نجات، از دل مردم می‌گذرد تقویت کنش‌گری جوامع محلی، هم افزایی نهادهای تخصص محور و مشارکت پویش ها مدنی و شبکه‌های اجتماعی

ایران امروز، در آستانه یکی از عمیق‌ترین بحران‌های زیست‌محیطی تاریخ خود ایستاده است. از خشک‌سالی‌های گسترده و فرونشست زمین گرفته تا نابودی تالاب‌ها، آلودگی هوا، تخریب جنگل‌ها، و بحران آب، نشانه‌های فروپاشی زیست‌بوم ایران زمین دیگر نه هشدار، بلکه واقعیت روزمره‌اند. در این میان، آنچه بیش از همه نگران‌کننده است، نه فقط شدت بحران، بلکه ناتوانی ساختارهای رسمی کشور در مواجهه با آن است.

علی طبرستانی

دبیر شورای سیاست‌گذاری اندیشکده سلامت و ساختمان دکترای مهندسی عمران محیط زیست دانشگاه تهران

چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴

ایران امروز، در آستانه یکی از عمیق‌ترین بحران‌های زیست‌محیطی تاریخ خود ایستاده است. از خشک‌سالی‌های گسترده و فرونشست زمین گرفته تا نابودی تالاب‌ها، آلودگی هوا، تخریب جنگل‌ها، و بحران آب، نشانه‌های فروپاشی زیست‌بوم ایران زمین دیگر نه هشدار، بلکه واقعیت روزمره‌اند. در این میان، آنچه بیش از همه نگران‌کننده است، نه فقط شدت بحران، بلکه ناتوانی ساختارهای رسمی کشور در مواجهه با آن است.
دولت و حکومت، به‌عنوان دو بازوی اصلی مدیریت ملی، سال‌هاست که در حوزه محیط زیست و توسعه پایدار، عملکردی ضعیف، پراکنده و گاه متناقض داشته‌اند. نبود آمایش سرزمین، تصمیم‌گیری‌های متمرکز و غیرشفاف، حذف نهادهای تخصصی مستقل، و بی‌توجهی به هشدارهای علمی، موجب شده است که بسیاری از طرح‌های ملی نه‌تنها به بهبود شرایط منجر نشوند، بلکه خود به تشدید بحران‌ها دامن بزنند. پروژه‌های انتقال آب، سدسازی‌های بی‌ضابطه، تغییر کاربری اراضی، و توسعه‌های عمرانی فاقد پیوست محیط‌زیستی، تنها نمونه‌هایی از این ناکارآمدی ساختاری‌اند.
در چنین شرایطی، خرد اجتماعی ملی—یعنی آگاهی، مسئولیت‌پذیری، و کنش‌گری جمعی مردم و متخصصان—به‌عنوان آخرین بارقه‌های امید برای نجات ایران زمین، قد علم کرده‌اند. این خرد، نه در ساختارهای رسمی، بلکه در دل جامعه، در میان نهادهای مردمی، تشکل‌های تخصص‌محور، شوراهای محلی، و پویش‌های مدنی جریان دارد.
تشکل‌های مردم‌نهاد، با وجود محدودیت‌های قانونی و مالی، در بسیاری از نقاط کشور توانسته‌اند با تکیه بر دانش بومی، مشارکت اجتماعی، و پیوند با جوامع محلی، اقداماتی مؤثر در حوزه حفاظت از منابع طبیعی، آموزش زیست‌محیطی، و ارتقای کیفیت زندگی انجام دهند. این نهادها، برخلاف ساختارهای دولتی، به‌دلیل نزدیکی به مردم و انعطاف‌پذیری بیشتر، توانسته‌اند الگوهایی از حکمرانی مشارکتی و توسعه پایدار را در مقیاس محلی شکل دهند.
نهادهای تخصص‌محور مردمی—از انجمن‌های علمی و صنفی گرفته تا گروه‌های داوطلبانه دانشگاهی و حرفه‌ای—نقش مهمی در مستندسازی بحران‌ها، ارائه راهکارهای علمی، و نقد سیاست‌های ناکارآمد ایفا کرده‌اند. این نهادها، با تکیه بر اعتبار تخصصی و پیوند با بدنه جامعه، می‌توانند حلقه واسطی میان مردم، مدیریت محلی، و حتی نهادهای بین‌المللی باشند.
کنش‌گری جوامع محلی نیز به‌عنوان نیرویی زنده و پویا، در حال بازتعریف مفهوم مشارکت در ایران امروز است. از روستاهایی که با همیاری مردم منابع آب خود را احیا کرده‌اند، تا محله‌هایی که با ابتکار جمعی، فضای سبز و آموزش زیست‌محیطی را گسترش داده‌اند، همه نشان از آن دارند که راه نجات، از دل مردم می‌گذرد.
پویش‌های مدنی و شبکه‌های اجتماعی جامعه‌محور نیز در این میان، به ابزارهایی قدرتمند برای آگاهی‌بخشی، بسیج اجتماعی، و مطالبه‌گری بدل شده‌اند. در غیاب رسانه‌های مستقل و سیاست‌گذاری شفاف، این شبکه‌ها توانسته‌اند صدای بحران را به گوش جامعه برسانند و زمینه‌ساز شکل‌گیری حرکت‌های جمعی شوند.
نتیجه‌گیری:
در عصر ناکارآمدی توأمان دولت و حکومت، امید به نجات زیست‌بوم ایران زمین، نه در ساختارهای رسمی، بلکه در خرد اجتماعی ملی نهفته است—خردی که در هم‌افزایی نهادهای مردم‌نهاد، همبستگی جوامع تخصص‌محور، و کنش‌گری محلی ریشه دارد. این بارقه‌های امید، هرچند شکننده، اما زنده‌اند. اگر شنیده شوند، اگر حمایت شوند، اگر به رسمیت شناخته شوند، می‌توانند به شعله‌ای پایدار بدل شوند—شعله‌ای برای بازسازی ایران، از پایین، با مردم، برای مردم.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که همه ظرفیت‌های اجتماعی—از نهادهای مدنی و تخصص‌محور گرفته تا شوراهای محلی، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، پویش‌های مردمی، و حتی خانواده‌ها—با هم‌افزایی، گفت‌وگوی سازنده، و کنش‌گری مسئولانه، در مسیر نجات زیست‌بوم ایران زمین گام بردارند. این بحران، تنها با مشارکت فراگیر و خرد جمعی قابل مهار است. امید آن داریم که این بارقه‌های زنده، با حمایت و همدلی، به شعله‌ای پایدار بدل شوند؛ شعله‌ای که نه‌تنها زیست‌پذیری را به سرزمین‌مان بازگرداند، بلکه الگویی از توسعه انسانی، مشارکتی و پایدار برای نسل‌های آینده ترسیم کند.